نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 388128
 بازدید امروز : 5
 کل بازدید : 714832
 بازدیدکنندگان آنلاين : 3
 زمان بازدید : 1.2500
اخبار > خواجه احمد يسوي مروج فرهنگ ايراني – اسلامي در آسياي مركزي


  چاپ        ارسال به دوست

مقاله رايزن فرهنگي در مورد خواجه احمد يسوي:

خواجه احمد يسوي مروج فرهنگ ايراني – اسلامي در آسياي مركزي

 

خواجه احمد يسوي كه عطار نيشابوري به وي لقب پير تركستان را داده است؛ در شهر سئيرام در تركستان شرقي به دنيا آمد. وي در هفت سالگي پدرش را از دست داد و پیش خواهرش به نام شهناز بزرگ شد. هر چند پدر احمد دارای کرامات و مناقب بودولیکن احمد به دلیل از دست دادن وی در سنین کودکی نتوانست مقامات معنوی پدر را درک کند و از هفت سالگی تحت تربیت علمي و معنوي يكي از شخصيت‌هاي برجسته تركستان بابا ارسلان قرار گرفت.
وي پس از مدتي و به اشارت بابا ارسلان به ديار بخارا سرزمين عرفان و معنويت شتافت. فضاي بخارا همواره در تاريخ فرهنگ و تمدن ايراني – اسلامي فضاي ماورايي و آكنده از عطريات معنوي و صوفيانه و مقدسانه بوده است. احمد در بخارا پيش معروفترين مرشد و شخصيت صوفيزم يعني خواجه  يوسف همداني مقامات عاليه را طي نمود. تملذ وي از محضر شيخ يوسف همداني در شكل‌گيري شخصيت معنوي و مقام عرفاني وي تأثير عميقي داشت و عنصر ايراني را همراه با عنصر اسلامي در عنصر بومي و ملي خود تمزيج و تجميع نمود. به عبارت ديگر احمد با تأثيرپذيري از شيخ يوسف همداني توانست عنصر ايراني – اسلامي را با عنصر بومي خود ممزوج نموده و با بهره‌گيري از عناصر فرهنگي ايراني – اسلامي و تركي عنصر جديدي را خلق نمايد كه مدت مديدي آسياي ميانه، قفقاز و آناتولي را تحت تأثير خود درآورد.
خواجه احمد پس از فوت شيخ يوسف همداني در بخارا پيروان زيادي داشت، ولي پس از مدتي به ديار خويش برگشت و در آنجا به تبليغات مشغول شد.
در خصوص تاريخ تولد و وفات وي بين محققان وحدت نظر وجود ندارد و آنچه كه از وي به يادگار مانده است مملو از تحريفات و اشتباهات است و از اين جهت سخن گفتن از تاريخ دقيق ولادت و وفات، مدت عمر و ويژگي‌هاي آثار وي ما را چندان به حقيقت رهنمون نمي كند. فلذا با صرف‌نظر از اين موضوع به تأثير و تأثرات خواجه مي‌پردازيم كه در اين ساحه به عنوان يك نقطه عطف و يا دوره ممتاز تاريخي در تاريخ صوفيزم در جهان اسلام مطرح است.
براي انسجام‌بخشي به موضوع و به منظور نتيجه بخش بودن مطالب ضروري مي‌دانم بر مدعاي خود تأكيد نمود و اصرار ورزم كه خواجه احمد يسوي همچون درخت كهنسالي است كه ريشه‌هاي آن در تاريخ فرهنگ و تمدن ايران و تركان و اسلام قرار دارد و شاخه‌هاي آن هر يك با رنگ و شكل خاص خود به اقصي نقاط جهان اسلام كشيده شده است. با اين نگرش در اين مقال ما به ريشه‌ها و عناصر تشكيل دهنده يسويزم مي‌پردازيم.
همانگونه كه از مطالعه زندگي و حيات علمي – معنوي خواجه احمد يسوي برمي‌آيد چندين عنصر در شكل‌گيري شخصيت خواجه احمد يسوي مؤثر و دخيل بوده‌اند.
1- عنصر بومي (بقاياي فرهنگ باستاني تركان از آيين هاي شامانيزم، بوديزم و ماني)
2- عنصر ايراني
3- عنصر اسلام
خواجه احمد يسوي در محيطي و در شرائطر پرورش يافته است كه چهارراه آيين ها و مذاهب و اديان شرقي و غربي، شمالي و جنوبي بوده است.
در دوره حيات خواجه احمد يسوي سرزمين تركستان  از يك طرف شديداً تحت تأثير عنصر فرهنگ بومي منبعث از آيين بودايي و مانوي و شامانيزم و تا حدودي از تمدن چين و هند بود.
تركان بيشتر زندگي ساده عشايري و داراي فرهنگ طبيعي و ساده ايلاتي بودند. افسانه‌هاي ملي بسيار شايع شده و آيين شامانيستي شالوده اصلي ادب و فرهنگ و هنر تركان را تشكيل مي‌داد. تركان اغلب با سحر و فال‌گيري و موسيقي خلقي مشغول بوده مراسم و آيين‌هاي تعزيه (يوغ) و شادماني و جشنهاي عمومي (شولن) را اجرا مي‌كردند. در اين مراسم نيز اوزان‌ها از قهرمانان افسانه‌اي و يا حقيقي حماسه‌ها و نغمه‌ها مي‌سرودند. اشعار اوزان‌ها در وزن هجايي و در قالب قو شما ارائه مي‌شد. روح حاكم بر اين آيين‌ها، مراسم، اشعار و موسيقي آيين بومي شامانيزم بوده كه هرچند در آيين شامانيستي شامان‌ها به خداي  واحد و مستقر در آسمان پرستش مي‌كردند ولي در اعتقادات و باورداشتهاي خود عناصر طبيعي مثل آب و آتش را  نيز سهمي قايل بودند.
بررسي‌هايي كه در سال‌هاي اخير در رابطه با شامانيزم صورت گرفته است نشان دهنده آن است كه مراسم، فرهنگ، آداب و سنت‌هاي شامانيزم تأثير شكلي و تشريفاتي زيادي در تاريخ و فرهنگ تركان (اغلب شاخه‌هاي تركي) داشته است.
بسياري از آداب و رسومي كه هنوز هم در ميان تركان مرسوم است برگرفته و يا تداوم همان فرهنگ شامانيستي تاريخي است كه سينه به سينه در بين خلقها منتقل و منتشر شده است. اعتقاد به خوش يمني و يا بديمني گرگ، انداختن پارچه آهن (گاو آهن) هنگام سيل و طوفان بارندگي‌هاي شديد، گذاشتن  آهن پاره در آب در مواقع خشكسالي، بستن پارچه به درها و پنجره‌ها و درختان  مكان‌هاي مقدس، آب نيانداختن به اجاق‌ها، باورداشت‌هاي شخصيت‌هاي افسانه‌اي شاماني مثل مادر آل(هال ننه سي)، آتش گرفتن از اجاقهاي شخصيت‌هاي مقبول و محبوب، آب انداختن از پشت مسافر، استفاده از درخت داغداغان و يا سنگ‌هاي نادر و غيره اغلب برگرفته از آيين شامانيستي است نه در ميان اغلب تركان اعم از شرقي-غربي و حتي 24 قبيله ترك معمول و مرسوم شده است.
خواجه احمد يسوي در محيطي به دنيا آمد كه اين گونه فرهنگ عاميانه شامانيستي حاكم بر جامعه بوده و ادبيات بومي و فرهنگ منطقه نيز ترنمي از آن فرهنگ و سنن كهن مي‌باشد. تأثير اين فرهنگ بومي، ادبيات سنتي، فرهنگ اوزاني (عاشقي)، باورداشت‌هاي عاميانه و سبك‌هاي ساده و بي‌تكلف ادبي بر فكر و انديشه و آثار هنري و ادبي و تخيلات و ابداعات يك شاعر كمتر نيست . خواجه احمد نيز از اين قاعده مستثنا نبوده و از اين گونه تأثرات دور نبوده است و حداقل سبك و سياق و فرهنگ حاكم بر ادبيات دوره خود را در اشعار خود تقليد نموده است.
موضوع ديگري كه ما را در شناخت همه‌جانبه و كامل خواجه احمد يسوي ياري مي‌كند، موضوع ادبيات تصوف و صوفيانه است. اگر از حيث شكل  و فرم و قالب، سبك ادبي ساده و بي‌آلايش ادبيات تركي بر آثار خواجه احمد يسوي تأثيرگذار بودند از حيث ماهوي و محتواي فكري و تخيلات و ابداعات خواجه ادبيات و پيشينه تصوف در تركستان مؤثر بودند. به ويژه بعد از پذيرفتن دين اسلام از سوي تركان و خصلت انعطاف‌پذيري دين اسلام در تأييد فرهنگ و آداب و سنن مقبول و مطلوب جوامع بومي در اثر آشنايي تركان با دين اسلام حركت جديدي در تركستان به وجود آمد.
منشأ اين حركت خراسان بزرگ يعني فرهنگ ايران بود كه با حفظ و نگهداري آيين مطلوب و مقبول كهن ايراني به مركزيت و محوريت جريانهاي صوفي‌گري و تصوف تبديل شده بود. اين جريان آن چنان شتابدار و گسترده بود كه در قرون سوم هجري در اغلب شهرهاي خراسان بزرگ صوفيان زيادي ظهور كردند. بخارا و فرغانه به يك شهر شيخ‌پرور تبديل شد. تركان كه با خراسان بزرگ ارتباط همه‌جانبه داشتند تحت تأثير اين جريان‌ها قرار گرفته و تركستان آرام – آرام به محل تبليغات و فعاليت صوفيانه مشايخ تصوف مبدل شد. دين اسلام يعني عنصر اسلامي همراه با عنصر ايراني در خراسان بزرگ ممزوج و توسط درويشان تربيت شده در مكتب بخارا و سمرقند در ميان تركان تبليغ شد و عقايد اسلامي با عشق ديني و فرهنگ بومي از سوي درويشان به سوي كوچ‌نشينان هدايت گرديد.
در زمان شكل‌گيري يسويه و تثبيت شخصيت فرهنگي و ديني خواجه احمد يسوي تركستان اساساً با انديشه‌هاي صوفيانه انس گرفته بود و در اثر يك جوشش و اختلاط شكلي انديشه‌هاي صوفيانه با باورداشت‌ها و فرهنگ و سنن عاميانه و ريشه در تاريخ فرهنگ و ادب تركان آرام – آرام اوزان‌ها هرچند قالب و شكل خود را حفظ كردند ولي از حيث محتوا و ماهيت شديداً تحت تأثير افكار ديني و صوفيانه اسلام قرار گرفتند و جاي خود را به بابا و باب‌ها دادند و يا حداقل مي‌توان اذعان داشت به موازات تداوم فرهنگ اوزاني محتواي جديد فرهنگ درويشي صوفي مسلك تحت عنوان بابا و باب نيز در ميان تركان باب شد كه از آن جمله مي‌توان به ارسلان بابا و قورقود آتا، چوپان بابا اشاره كرد.
به عبارت روشن‌تر مي‌توان اذعان داشت كه خواجه احمد يسوي نخستين كسي نيست كه عقايد و آداب و رسوم و فرهنگ اسلامي را در تركستان به طريق درويشي تبليغ كند بلكه  پيش از او ؛ هم از حيث شكلي و هم از حيث ماهوي دراويش و اوزان‌هايي بوده‌اند كه زمينه‌ساز مناسبي براي جلوه‌گري خواجه احمد يسوي به وجود آورده بودند. اين زمينه از طرفي تداوم عنصر ايراني – اسلامي در ماهيت تبليغات خواجه احمد بود و از طرف ديگر تداوم عنصر تركي و شامانيستي در قالب و شكل تبليغات خواجه احمد بود.
هرچند نمي‌توان عناصر زمينه‌ساز بروز و ظهور شخصيت خواجه احمد يسوي را از يكديگر به دليل امتزاج محكم اين عناصر با يكديگر تمييز داد؛ ولي با بررسي آثار خواجه مي‌توان به طور نسبي اين عناصر را از يكديگر تشخيص داد.
همانگونه كه در بالا اشاره شد شكل و قالب تبليغات خواجه برگرفته از شكل و قالب اشعار حماسي و رثايي اوزان‌ها مي‌باشد و محتوا و ماهيت تبليغات خواجه نيز از محيط پيرامون خواجه نشأت گرفته است و اين محيط شديداً تحت تأثير فرهنگ و تمدن ايراني – اسلامي بوده است. بي‌جهت نيست كه آثار خواجه مملو از كلمات و واژه‌هاي فارسي و تا حدي عربي است. خواجه نخستين كسي نيست كه لغات فارسي را در آثار خود استعمال نمايد. پيش از وي دراويش ديگر تركستان و حتي در اثر بسيار ارزشمند يوسف خاص حاجب يعني قوتادوقو بيليك نيز كه نوعي سياست‌نامه نويسي در ميان تركان است لغات فارسي زياد به كار رفته است. اثر قوتادقو بيليك كه در 462 هجري نگارش يافته است مشهورترين اثري است كه بعد از شكل‌گيري فرهنگ و تمدن ايران – اسلام – تركان در تركستان به وجود آمده است.
بنابراين در چنين محيطي خواجه احمد يسوي ظهور مي‌كند و با تاسي از ريشه‌هاي فرهنگ ايراني – اسلامي و بهره‌گيري از آداب و سنن كهن بومي – ملي به يك شخصيت بزرگ و كانون تأثيرگذار ارتقاء مي‌يابد كه خود زمينه‌ساز تداوم و ظهور انديشه‌ها، سبك‌ها و جريان‌هاي مهم ادبي، طريقتي مي‌شود.
تأثيرگذاري خواجه نيز همچون تأثرات و تأثيرپذيري وي هم به صورت شكلي و هم به صورت ماهوي بوده است.
تأثيرات شكلي آن عبارت است از خلق اثر بزرگ تحت عنوان "ديوان حكمت" كه از حيث شكل و قالب و وزن و سبك تداوم همان صنعت و هنر اوزان‌هاست كه خود منشأ جريان‌هاي بزرگ ادبي در جهان ترك شد و آن تداوم و گسترش شعر هجايي در ميان تركان بود. امروزه ديوان خواجه احمد يسوي از حيث قدمت و شكل بيان و وزن و سياق يكي از مهمترين آثار ادبي تمام زبان‌هاي تركي محسوب مي‌شود. زيرا ديوان حكمت هرچند تأثير آن از حيث محتوان چندان آشكار نيست ولي همچون پلي ادبيات هجايي معاصر تركان را با ادبيات كهن تركان متصل مي‌نمايد.
گسترش و ارتقاء كمي و كيفي وزن قوشما در ميان تركان به ويژه ادبيات تركي آذربايجاني، عثماني ، تركمني(اوغوز) و ساير زبان‌هاي تركي و گستردگي ادبيات عاشقي در ايران، قفقاز،آناتوليو آسياي مركزي-تركمنستان تا حدودي مرهون وجود آثاري همچون ديوان حكمت است كه شكل و قالب شعري آن از طريق دراويش طريقت‌ها سينه به سينه نقل شده و زنده مانده است و از حيثي ريشه ادبيات عاشقي محسوب مي‌گردد؛ با اين تفاوت كه ديوان خواجه آن تكلف‌ها، صنايع بديع لفظي و معنوي و ظرافت‌هاي معاني و بيان را كه عاشقها دارند، ندارد و تنها يك اثر بي‌تكلف و ساده و موزوني است كه شوق يادگيري احكام و عقايد ديني و طريقتي را در بين مردم ايجاد نموده است.
بررسي خصوصيات و ويژگي‌هاي ديوان حكمت مقال ديگري را مي‌طلبد ولي به طور اجمال در خصوص ويژگي‌هاي اين اثر ارزشمند عبارتند از:
1. در ميان آثار منظوم زبان تركي ديوان حكمت از آثار نادر محسوب مي‌گردد و از حيث تاريخ ادبيات تركي بسيار ارزشمند است.
2. ديوان حكمت به لحاظ برخورداري از عناصر فرهنگ و ادبيات كهن زبان تركي و دارا بودن برخي عناصر شامانيزم و آيين‌هاي بومي از يك طرف و برخورداري از روح اسلامي و تعاليم و مفاهيم اسلامي نيز حائز اهميت است. به عبارت ديگر ديوان حكمت نخستين اثر صوفيانه زبان تركي است كه تعاليم اسلام را در قالب و شكل‌هاي كهن ملي و اوزان هجايي بومي تركستان بيان داشته است.
3.  ديوان حكمت همواره مورد توجه ادبا، شعرا، دين‌پژوهان و شرق‌شناسان و مورخان قرار گرفته است. ديوان حكمت هم از حيث فرم و شكل مورد توجه بوده و هم از حيث ماهيت و محتوا. ديوان از حيث فرم در وزن هجايي هفت و دوازده هجا و در قالب قوشما و يا چهار مصراع تنظيم شده است كه از نقطه‌نظر صنايع بديعي بي‌آلايش و بي‌تكلف و اغلبا فاقد ظرافت‌هاي ادبي و هنري است.
زبان منظومه‌ها ساده، سطحي و كاملاً طبيعي است و همين امر جذبه ديگري به ديوان داده است. ديوان از حيث محتوا نيز داراي موضوعات ساده و سطحي است. موضوعات اخلاقي، مناقب معصومين، معجزات پيامبر، حكايات اسلامي، پندها و اندرزها، شكايت نامه‌هاي زاهدانه، اخبار از احوال دوزخ و بهشت، مفاهيم ديني ساده همه با زبان ساده و به صورت اخباري بيان شده است. سادگي بيان موضوعات مهم حاكي از آن نيست كه خواجه از علوم اسلامي و آثار صوفيانه قبل از خود و آثار اسلامي بيگانه بوده باشد. برعكس خواجه با علوم اسلامي و آثار ايراني – اسلامي كاملاً آشنا بوده و آثار صوفيانه قبل از خود را بسيار خوب مي‌دانسته است ؛ فقط خواجه با سبك ساده‌گويي طبق مقتضاي حال عمل نموده و با مراعات حال و مقام تركان كه اسلام را به صورت صميمي و ليكن سطحي قبول كرده بودند مفاهيم و تعاليم اسلامي را به زباني ساده ولي آهنگين و جذبه‌دار بيان كرده است. اين ويژگي بارز خواجه احمد يسوي در ديوان حكمت مي‌باشد.
4. چهارمين ويژگي ديوان حكمت كه شايد از آن به عنوان ويژگي منفي ديوان ياد كرد عدم قطعي الصدور بودن آنست . با توجه به زواياي مختلف ديوان از حيث فرم و قالب برخي از اشعار (قالب غزل و قصيده)، استعمال برخي لغات و واژه‌ها، عدم تناسب و هماهنگي در برخي بندها و تركيب‌هاي يك منظومه، بكار رفتن برخي از اسامي صوفيان و صاحبان كرامت و مقام كه سال ها بعد از خواجه احمد يسوي چشم به جهان گشوده‌اند؛ انتساب همه حكمت‌ها به خواجه احمد يسوي به قطعيت ثابت نشده است. آنچه كه قدر متيقن است آنست كه ديوان حكمت منتسب به خواجه كه امروزه در دست ماست اغلب شامل منظومه‌هايي است كه به صورت سينه به سينه نقل و به دست ما رسيده است و احتمال تحريف و لغزش و حذف و اضافات بسيار زياد است. حتي برخي از اشعار از سوي مريدان خواجه به نام خواجه سروده شده است و مثل اغلب اشعاري كه در قالب غزل بيان شده است.
با اين حال موارد ذكر شده از اهميت و عظمت اين اثر نمي‌كاهد و اين اثر همچنان به عنوان يكي از نادرترين اثر صوفيانه ادبيات تركي كه متشكل عناصر فرهنگ ايراني، اسلامي و تركي است  در صحايف تاريخ ادبيات و تاريخ طريقت‌ها مي‌درخشد.
5. ويژگي پنجم استعمال بيش از حد معمول لغات و واژه‌هاي زبان فارسي است هر چند قبل از خواجه احمد يسوي در آثار ديگر تركي لغات فارسي استعمال شده است؛ ولي از حيث كثرت استعمال در ديوان حكمت و تأثير گسترده آن در بين تركان اين ديوان ممتاز است. خواجه در عين اهتمام به زبان تركي به جهت عشق و علاقه به آثار نگارش يافته صوفيانه و ديني به زبان فارسي از يك سو و ايفاي نقش واسطه زبان فارسي در آموزش تعاليم اسلامي از زبان عربي از سوي ديگر خواجه را بر آن داشته است كه به زبان فارسي بيشتر نقش بدهد. اساساً زبان فارسي در تمام زمينه‌ها نقش واسطه را ايفا نموده است و تركان بيشتر از طريق زبان فارسي با تعاليم اسلامي آشنا شده‌اند.

تأثير و نقش خواجه در ظهور طريقت‌هاي ديگر
يكي  ديگر از تأثيرات خواجه احمد يسوي ساماندهي تبليغات ديني و طريقت‌ها بود كه حاصل آن ظهور طريقت يسويه است كه آداب اين طريقت از سوي خواجه كاملاً تشريح شده است. طريقت يسويه خود حاوي شاخه‌هاي كوچكي از طريقت‌هاست و از طريقت يسويه دو طريقت بكتاشيه و نقشبنديه كه مهمترين طريقت‌هاي معاصر به شمار مي‌روند ،منشعب شده است. نقشي كه خواجه در ساماندهي طريقت يسويه و به طبع آن در طريقت نقشبنديه و بكتاشيه داشته عدم اختلاط اصول اساسي طريقت‌ها با آئين‌هاي كهن موجود در تركستان بود. اگرچه خواجه از نظر شكلي و فرم و حتي برخي عناصر فرهنگي از آئين‌هاي كهن تأثير پذيرفت ولي با پالايش دقيق و اطلاع و آگاهي كه از علوم اسلامي داشت و تلمذاتي كه از صوفي بزرگ ايراني شيخ يوسف همداني داشت، توانست تأثير مناسبي در طريقت‌ها و حفظ آنها از لغزش هاي احتمالي داشته باشد و حتي‌الامكان در اصول بسيار مراعات شرعيه نمود و شريعت را اس و اساس طريقت‌ها تثبيت نمود.
به عنوان نكته پاياني و نتيجه‌گيري باز بيان مي‌گردد كه خواجه احمد يسوي به دليل برخورداري از برخي ويژگي‌هاي تاريخي، ادبي و شخصيت مذهبي در دوره‌اي ظهور كرد كه زمينه تجميع و وحدت سه فرهنگ ايراني،اسلامي و تركي و شكل‌گيري فرهنگ و تمدن اسلامي بر پايه فرهنگ و تمدن ايراني- اسلامي در تركستان فراهم شده بود و خواجه توانست با تأثيرپذيري از سلف برخلف خود تأثير گذار باشد با دميدن روح لطافت ادبي و اكسير عشق به احكام و تعاليم جدي ميدان تبليغات و جذبه تعاليم ديني و طريقتي را گسترش دهد و همچون درختي تنومند و ريشه‌دار و پربرگ و شاخسار در فرهنگ و تمدن منطقه پابرجا بماند.

رسول اسماعيل‌زاده دوزال


١١:٢٤ - 1394/03/21    /    شماره : ٦٣٢٠٨٦    /    تعداد نمایش : ٨٥١


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: