نظرسنجی
نظر شما در خصوص مطالب سایت چیست؟

اکثر مطالب سودمند هستند.
برخی مطالب مفید هستند.
مطالب بایستی بیشتر شوند.
برخی از مطالب ضعیف هستند.
در این زمینه نظری ندارم.

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 362903
 بازدید امروز : 63
 کل بازدید : 666038
 بازدیدکنندگان آنلاين : 5
 زمان بازدید : 1.9375
اخبار > درباره مختوم قلی فراغي


  چاپ        ارسال به دوست

درباره مختوم قلی فراغي

درباره مختوم قلی فراغي

در نیمه دوم قرن 17 و اوایل قرن 18 میلادی شخصی به نام مختوم قلی یوناچی ( 1720- 1654 م) در شمال شرقی ایران ، از قبیله ی گوکلان ، تیره­ی گرکز زندگی می کرد که بعدها جدّ اعلای مختوم قلی فراغی به شمار آمد .

    یوناچی در 40 سالگی ازدواج کرد و 6 سال بعد صاحب پسری شد به نام دولت محمّد  (  1700م ) . این پسر ، بعدها در اشعار و آثار خود ( آزادی ) تخلص کرد و در طی زندگی پربرکت خود آثار ارزشمندی به یادگار گذاشت ؛ از آن جمله است : وعظ آزادی ، حکایت جابر انصار ، مناجات و تعدادی غزل، قصیده ، رباعی .

دولت محمدآزادی 5 پسر و یک دختر داشت ؛ مختوم قلی فراغی که بعدها شاعری بلند پایه شد سومین آن ها است . ( 1790- 1733 میلادی ). آرامگاه ابدی این پدر و پسر هم اکنون در شمال شرقی ایران ، محدوده ی فرمانداری مراوه تپه ، ناحیه آق توقای همه ساله زیارتگاه عده­ی کثیری از عاشقان راستین و دوستداران شعر و ادب ترکمن از ايران وتر كمنستان وديگر سر زمين ها  است .

مختوم‌قلي بزرگ‌ترين شاعر تركمن است كه شعر و سخن خود را در خدمت فكر اخلاقي، عرفاني و اجتماعي قرار داده است.

يكي از ويژگي‌هاي شعر و سخن مختوم‌قلي خردگرايي اوست؛ از اين نظر مي‌توان او را با رودكي، فردوسي و ناصر خسرو مقايسه كرد كه هر سه از شاعران خردگرا و بزرگ ايران هستند.

شعر از نظر مختوم قلي مركوب است و شاعر، راكبِ آن. راكبِ اين مركوب، بدون بار انديشه، راه به جايي ندارد؛ آن چه ارزش دارد انديشه است. ارزش گذاري او به فكر و انديشه، اين سخن دكارت را به خاطر مي‌آورد كه گفته است:

«من مي‌انديشم، پس هستم»

مختوم قلي عشوه ده و رشوه‌ستان نيست و دلبستگي‌هاي عادي زندگي در شعر او راه ندارد؛ هر چه هست حقيقت جويي و كمال يابي است. در جاي جاي كلام او با حكمت، اندرز، اخلاق و عرفان سر و كار داريم.

فكر عرفاني مختوم قلي با ديدن خوابي عارفانه آغاز شد كه نقطه‌ي عطفي است بر شناختِ فكر و انديشه‌ي او. با ديدن اين خواب است كه فكر و خرد شاعر با دين و دينداري او پيوند خورد و تا پايان عمر با او همراه شد.

خواب ديدن كه آن را به بيداري وجدان تعبير مي‌كنند، تغيير حالتي است كه منحصر به مختوم‌قلي نيست. زمينه ايست روحي كه قبل از مختوم‌قلي  نيز بسياري از طبايع ممتاز، به آن رسيده‌اند از آن جمله است خواب حضرت يوسف (ع) كه گفت:

«يازده ستاره و ماه را به خواب ديدم»

... و خواب حضرت ابراهيم (ع) كه خداوند فرمان داد تا فرزندش را قرباني كند... و خواب ناصر خسرو كه كسي به او گفت:

«هوشياري از بي‌خبري بهتر است»

مختوم قلي سرحلقه‌ي شاعرانِ روشن بين تركمن است كه عمق همه چيز را مي‌بيند و سرمشقي مي‌سازد بر زندگاني خويش، لحن او صميمي، خيرخواه و اصلاح طلب است؛ حاصل تجربه‌ي مستقيم او از زندگي.

مختوم‌قلي با فرزانگي تمام، انسان‌ها را به راه راست فرا مي‌خواند كه راه خداست و شعر خود را با مفاهيم قرآن كريم، احاديث، قصص قرآن و... آرايش مي‌دهد. وزن و قافيه در نزد او براي ايجاد زيبايي و موزونيت سخن است تا بهتر بتواند به نزهتگاه فكر و انديشه راه يابد.

در شعر مختوم‌قلي فرهنگ گذشته‌ي فارسي با همه‌ي كمال اسلامي خود رخ نموده است آن چنان كه حضور شاعران بزرگي چون: فردوسي، سعدي، حافظ، خاقاني، نظامي، مولوي، سنايي، عراقي و... در شعر او به وضوح احساس مي‌شود و نشان مي‌دهد كه با شاعرانِ فارسي زبان و عرفاي بزرگ ايران و اسلام آشنا بوده، آثار آن‌ها را مطالعه كرده، بهره‌ها گرفته است.

مختوم‌قلي در اشعار خود به بلاغت سخن توجه اي خاص دارد. بلاغت در نظر او ايجاز است؛ آن چنان كه معني و مقصود را در كوتاه ترين لفظ و كم‌ترين عبارت بيان مي‌كند.

تشبيه در شعر مختوم‌قلي جايگاه ويژه‌اي دارد و چون به قرآن كريم و رموز آن، آگاه است از مجازها و تشبيهاتِ آن، بهره‌ها گرفته است. آن‌گاه كه تشبيه و مجاز و ايجاز را با تلميح در مي‌آميزد برتري كلامش بر كلام ديگر شاعران،آشكار‌تر مي‌شود.

پرهيز از گزافه گويي از امتيازهاي ديگر در شعر مختوم‌قلي است؛ در عين حال، ساده، روان و با معاني لطيف و تازه.

     شعر مختوم‌قلي علاوه بر رقّت و سادگي لفظ، از آن گونه وصف‌هاي خيالي -كه در شعر شاعران عصر غزنوي و دوره‌هاي بعد، فراوان است- حتّي يك نمونه ديده نمي‌شود و لذّت‌هاي گذراي دربارهاي پادشاهان در آن، راه ندارد؛ هر چه هست عشق به خدا است و خلق خدا؛ لبريز از شراب عرفان و گرماي ناب حقيقت جويي وكمال يابي.

شعر مختوم‌قلي برخاسته از قريحه‌ي عالي و غير عادي است. شعر او سراسر زهد است و تقوي، شعر او عشق است و سلوك. شعر او پند است و وعظ، شعر او سخنان حمكت آميز است و اندرزهاي عبرت‌انگيز، شعر او از پندارهاي ناروا خالي است و برخاسته از خردمندي و هوشياري متعالي.

شعر مختوم‌قلي در عظمت بر طبيعت برتري دارد و وسعت زمان و مكان را در مي‌نوردد. شعر او عظمت معنوي و اخلاقي را به نمايش مي‌گذارد؛ آن چنان گرم است كه بيابان‌هاي ملال‌انگيز و دره‌ّهاي محنت خيز را جاني تازه مي‌بخشد و خواننده را در گهواره‌ي وجود از نابساماني‌ها، ناكامي‌ها و پريشاني‌ها به سامان و كام و آرام مي‌رساند.

شعر مختوم‌قلي توصيف غير واقعي باغ و بهار و گل و سبزه نيست، شعر او مدح سلطان و امير و وزير نيست. شعر او وصفِ پسران زيبا روي و معشوق سَمن بوي نيست. شعر او ثروت و مال و مال اندوزي نيست. شعر او كرّ و فرّ شاهان و عوعو سگان بازاري نيست. شعر او ستايشگر اميران نام‌ جوي و وزيران بي آب‌روي نيست.

شعر او دروغ و چاپلوسي و شعر مسخره‌هاي دروغگو نيست. شعر او چراگاه جوانان شهوت پرست و تفرجگاه شاهد بازان و تاريك انديشان هر جايي نيست.شعر مختوم‌قلي برخاسته از دل است كه لاجرم بر دل مي‌نشيند.

شعر او سعادت است و معرفت؛ شعر او شعر توحيد است و نفي هر چه غير توحيدي؛ شعر او لا‌اله گفتن است الاّ الله.

شعر مختوم‌قلي دل را صفا مي‌دهد و جان را اميد مي‌بخشد. شعر او انسان را با خدا پيوند مي‌دهد. شعر او سراسر مستي است. شعر او سرشار از دانايي، خردمندي و سرمستي است. شعر او تاج و تخت جهانِ مادي را در هم مي‌شكند، جواهر ريزه‌هاي آسمان را و مال و منالِ زمين را، خار و خس گذر مي‌بيند.

شعر مختوم‌قلي پيام است؛ پيام مردي كه مي‌بيند قبل از آن كه ما بدانيم و مي‌داند قبل از آن كه ما ببينيم؛ يعني كه او هم بيناست و هم دانا.

 

***

مختوم قلی از زبان فرهیختگان جهانی :

* برتلس:مختوم قلی ذهنی وقّاد و خارق العاده دارد . موضوعی نیست که در شعرهای او منعکس نشده باشد . وی در شعر کلاسیک ترکمن ، حکم سنگ­های گران­بهای زمرّد و یاقوت را دارد . اشعارش چون جام جم / جام جهان نما ، منعکس­کننده­ی اوضاع زمان شاعر و مردم خویش است .

* الکساندرشودزکو:اشعار مختوم قلی نشانه ی خلاقیت اوست. شعر او عشق به طبیعت است . عشقی این چنین در میان شعرای آسیایی نسبتاً کم است .او شاعر تمام مردم ترکمن است.

* نیکلای تیخاتوف:مختوم قلی تصویرگر ماهری است که انسان و طبیعت را در شعرهایش خیلی خوب به تصویر کشیده است . آثار او برای آگاهی از حیات مردم ، میراث عجیبی است که با قاب طلایی خود ، از نسلی به نسلی دیگر منتقل می شود.

* آ. ن ساموئیلیوویچ:در میان تیره­های مختلف ترکمن ، کسی نیست که به مرتبه­ی مختوم قلی برسد... در دیوان گران سنگ او ، علاوه بر مفاهیم مشترک انسانی با این حقیقت بزرگ آشنا می شویم که او متأثر از قرآن کریم و احادیث رسول الله (ص) بوده است.

* آرمینوس هرمان وامبری:مختوم قلی دارای جنبه های خاصی است ؛ بدین معنی که اولاً نمونه­ی کاملی از لهجه­ی خاص ترکمنی را به دست می دهد ، ثانیاً در نوشته­هایش یک قاعده و نظم محکمی وجود دارد که در سایر آثار ادبی شرقی به ندرت دیده می شود.

***

 

 

بر گرفته از مقدمه گزيده ديوان مختوم قلي تر جمه به زبان فارسي / گنبد دردي اعظمي راد  / چاپ الهدي ايران 


١٠:٤٠ - 1395/02/26    /    شماره : ٦٥١٤٨٦    /    تعداد نمایش : ٢٦٤


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: