نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 392520
 بازدید امروز : 47
 کل بازدید : 723912
 بازدیدکنندگان آنلاين : 16
 زمان بازدید : 1.1563
اخبار > دکتر حسن روشان مقاله خود را با عنوان «نگاهی به موسیقی کردهای خراسان» ارائه داد


  چاپ        ارسال به دوست

در نشست نقش هنر در فولکلور ادبی و هنر موسیقی؛

دکتر حسن روشان مقاله خود را با عنوان «نگاهی به موسیقی کردهای خراسان» ارائه داد

در نشست نقش هنر در فولکلور ادبی و هنر موسیقی که بعد از ظهر روز چهارشنبه مورخ 97/1/29 در محل موزه ملی برگزار شد دکتر حسن روشان مقاله خود را با عنوان «نگاهی به موسیقی کردهای خراسان» ارائه داد که مشروح آن در پی می آید:

مقدمه

در حال حاضر در شمال خراسان حدود یک میلیون و پانصد هزار نفر کرد  زندگی می کنند که فرهنگ و موسیقی خاص خود را دارند.ساز غالب کردهای خراسان، سرنا ، دهل، قشمه، نی، دایره و کمانچه است.بعد از حضور کردها در خراسان و همجواری آنها با ترکمن ها دوتار نیز به این مجموعه اضافه شد و کرمانج ها امروز دوتار را به عنوان ساز غالب به کار می برند و آن را با توجه به آواها و نواهای خویش گسترش داده اند و بومی سازی کرده اند.تاثیرپذیری کرد ها از ترکمن ها و تاثیر گذاری آنها بر موسیقی ترکمن ،در شمال خراسان مقوله ای است که نیاز به پژوهش و کنکاش جدی دارد.از سوی دیگر دور بودن از فضای رسانه ای و زندگی در کوهها و کوچ راهها و روستاها موجب شده است تا موسیقی کردهای خراسان بکر و ناشناخته بماند.جلوه های پیدا و پنهان  و تنوع و بدایع فراوانی در این موسیقی است که پژوهشگران این حوزه باید از کنار این فرهنگ غنی به سادگی نگذرند.

 

موسیقی کردهای خراسان

موسیقی کردهای خراسان را می توان از منظرهای متفاوت تقسیم بندی کرد.

از منظر جغرافیای این موسیقی در دو شاخه "موسیقی جلگه ای " و "موسیقی کوهستان" قابل بررسی است.موسیقی جلگه ای، ساز بندی گسترده تری دارد و نقش ساز در آن مهم تر است و از جهت محتوایی به بزمی و عرفانی گرایش بیشتری دارد.انواع سازها نظیر کمانچه، دوتار، نی،دف، دایره، سرنا و..در موسیقی جلگه ای کاربرد دارند.

موسیقی کوهستان، بیشتر آوازی است و گستردگی ساز نیزدر آن کمتر است.نقش آواز بدون ساز با توجه به فضای زندگی در کوهستان و عدم امکانت قابل توجه است .سازها نیز بیشتر سازهای شبانی نظیر قوشمه و نی  و گاهی نیز سرنا و دهل می باشند.این موسیقی بیشتر حماسی و رزمی و گاه بزمی است.در عین حال جان مایه های عرفانی قابل تاملی در این موسیقی مشهود است.

از منظری دیگر موسیقی کردهای خراسان را به چهار دسته می توان تقسیم کرد:

1 - موسیقی بخشی ها

2- موسیقی عاشق ها

3- موسیقی لوطی ها

4- موسیقی شبانی یا چوپان ها

بخشی ها، همان نوازندگان بزرگ دوتار هستند که علاوه بر نواختن ساز از مقامی والا و معنوی برخوردارند .بخشی خودش ،سازش را می سازد و ترانه و روایت را خلق می کند و ملودی را می سازد و آواز می خواند.بخشی ها بزرگترین راویان شفاهی تاریخ و فرهنگ کردهای خراسان هستند، و بسیاری از حوادث تاریخی و اتفاقات خوش و ناخوش روزگار خویش را در قالب روایت ها و ملودی های تاثیر گذار به نسل های بعدی انتقال داده اند . داستان های منظوم حماسی ،عارفانه ، عاشقانه و ترانه های گوناگون در موسیقی کردهای خراسان اثر طبع زلال و روان بخشی های بزرگ است.ساز اصلی بخش ها دوتار است.بخشی های خراسان از نظر جغرافیایی و اجرا دارای چندین مکتب و سبک هستند که برشمردن و تحلیل آنها در این مقال کوتاه نمی گنجد.

عاشق ها ،حرفه ای ترین و مردمی ترین، نوازندگان شمال خراسان هستند، حرفه آنها نواختن سرنا، قشمه ،کمانچه، دهل و دایره است.آنها تبحر خاصی در برگزاری جشن ها و آیین های شادی دارند. آنها گاه علاوه بر نوازندگی و خوانندگی توره بازی و سیاه بازی نیز می کنند.علاوه بر کار هنری گاه با بیانی طنز به نقد جامعه و اخلاق و عادت های ناپسند  نیز می پردازند.

لوطی ها ،اکثر اوقات در سفر بوده اند و در قالب کار هنری و دوره گردی ،خبرها را از جایی به جای دیگر می رساندند و مردم را از اتفاقات پیرامونشان آگاه می کردند و مانند عاشق ها و توره چی ها به نقد اوضاع جامعه می پرداختند.تبحر آنها در ساز و موسیقی کمتر از عاشق ها و بخشی هاست  و ساز رایج آنها، دایره  است.

موسیقی چوپانی و شبانی یکی از شاخه های مهم موسیقی کردهای خراسان است .چوپانان به واسطه حضور در طبیعت و خلوت و تنهایی با جان و دل به موسیقی طبیعت و پرندگان گوش داده اند و خلوت خویش را در قالب آوازهای کوهستان زمزمه کرده اند.ساز چوپان ها، نی و گاه قشمه می باشد. و بیشتر نیز آوازهای بدون ساز نظیر " لو " و " هرای " را زمزمه می کنند.توصیف طبیعت  در ترانه های چوپانی و روح شاعرانگی این ترانه ها قابل تامل است.

 

تجلی تاریخ و طبیعت در موسیقی

موسیقی کردی ارتباط تنگاتنگی با طبیعت و جغرافیای اطراف خویش دارد.  هم از لحاظ محتوایی در ترانه ها و هم از لحاظ ساز ، سادگی و بی آلایشی طبیعت را  در موسیقی کردی می توان مشاهده کرد.ترانه های کردی خراسان آیینه تمام نمای زبان و فرهنگ ،آداب و آیین ها و باورهای مردم شمال خراسان است.سازها و ابزارها نیز از جنس طبیعت هستند. نی را از کنار برکه ها می چینند و قشمه را از بال عقاب ها و درناها و زه کمانچه را از دم اسب و ابریشم و کاسه ی دوتار را  از درخت توت می سازند. صدای پای اسب را در ریتم دوتار و صدای بره ها و گوسپندان را در کاسه ی کمانچه و صدای عقاب ها و ترقه ها را در نغمات قوشمه و ناله انسان را در نی می توان به وضوح شنید.طبیعت به معنای واقعی و همه جانبه هم در آوا و هم در ابزار ، در این موسیقی ساری و جاری است. روح ایلیاتی و سادگی وعدم پیچیدگی و عدم مدنیت و مدرن شدن را در این سازها و آوازها می توان به سهولت دید.

از جنبه ای دیگر روح فردگرایی و تنوع و استقلال را در اجرا نیز می توان دید.نوازندگان کرد کمتر کار گروه نوازی انجام می دهند هر کدام جزایر منفردی هستند که برای خویش تمایز و تشخص و بدعت و بداهه های خاصی دارند .گروه نوازی و گروه خوانی، همه این اتفاقات ناگهانی را از فرد سلب می کند به این دلیل نوازنده و خواننده کرد ،به گروه تن در نمی دهد.آزادی و خلاقیت در لحظه  و بداهه نوازی و بداهه گویی و مناسب خوانی خویش را در قلب کار گروهی و دیکته شده از بین نمی برد.

 نکته قابل تامل دیگر در موسیقی این خطه تعهد و مسئولیت موسیقایی نسبت به جامعه و تاریخ و انسان است.کردهای خراسان چون همواره در حرکت بوده اند و فاقد خط و کتابت بوده اند در این خلا بزرگ و فقدان مورخ ، بخشی ها و عاشق ها، بار تاریخ نگاران را به عهده گرفته اند و حوادث تاریخی و اتفاقات ریز و درشت را به ترانه و آهنگ تبدیل کرده اند و روایتی تاریخی و هنری از محیط خویش ارائه داده اند.کمتر قومی را می توان یافت که تا این حد مسایل تاریخی و حوادث شاد و غمگین روزگار را در موسیقی خویش به ودیعه نهاده باشد.

در حقیقت مخاطب تنها یک قطعه موسیقایی را نمی شنود بلکه تاریخ اجداد و نیاکان و تاریخ زمانه خویش را از زبان بخشی ها و خوانندگان می شنود .به همین خاطر به آن دل می بندد و با آن همراه می شود.جنگ ها و حملات اقوام مهاجم و ایلغارها و کشتن ها و کشته شدن ها و افتخارات و پیروزی ها و شکست های این قوم را در این چهارصد سال که در خراسان حضور داشته اند می توان در موسیقی کردها دید.در حقیقت موسیقی کردهای خراسان تاریخ هنری شمال خراسان در چهار قرن اخیر است.موسیقی کردهای خراسان یک موسیقی مسئول و متعهد نسبت به تاریخ و سرنوشت انسان و محیط زندگی است .روایتگری گویا از اموری است که اتفاق افتاده است و صرفا نغمه و نوایی انتزاعی نیست. در دل هر نغمه و آهنگ سرنوشت و تاریخ و آرمان و شکوه یک ملت موج می زند. این مهم و این قوم و  گمنامی این موسیقی، مسئولیت بیشتری را متوجه پژوهشگران این حوزه می کند.

 


١٨:٢٧ - 1397/01/29    /    شماره : ٧٠٣٥٣٩    /    تعداد نمایش : ١٠٥


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: