نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 393934
 بازدید امروز : 89
 کل بازدید : 727107
 بازدیدکنندگان آنلاين : 13
 زمان بازدید : 0.8750
اخبار > دکتر حمیدرضا نوربخش مقاله خود را با عنوان «نغمه ساز و آواز در ایران» ارائه داد


  چاپ        ارسال به دوست

در نشست نقش هنر در فولکلور ادبی و هنر موسیقی؛

دکتر حمیدرضا نوربخش مقاله خود را با عنوان «نغمه ساز و آواز در ایران» ارائه داد

 

در نشست نقش هنر در فولکلور ادبی و هنر موسیقی که بعد از ظهر روز چهارشنبه مورخ 97/1/29 در محل موزه ملی برگزار شد دکتر نوربخش مقاله خود را با عنوان «نغمه ساز و آواز در ایران» ارائه داد که مشروح آن در پی می آید:

 

 

ایران، از دوران باستان، همواره یکی از مراکز اصلی تمدن و هنر محسوب می‌شده است و عظمت و شکوه میراث فرهنگی این سرزمین نیز در نظام‌های موسیقایی مختلفی در طول تاریخ تجلی یافته است. نقش مهم موسیقی در حیات ایرانیان از دیرباز در آثار برخی نویسندگان و مورخان دوران باستان، همچون هرودُت و گزنوفُن، منعکس شده است. همچنین، کشفیات باستان‌شناختی حاکی از اهمیت موسیقی در ایران باستان است. به‌عنوان مثال، از میان کشفیات باستان‌شناختی، می‌توان به نقوشی از صحنه‌های موسیقی و رقص در تپۀ سیَلک و مرودشت و نیز مهری استوانه‌ای از چغامیش در نزدیکی دزفول از هزارۀ چهارم قبل از میلاد اشاره کرد که در آن تصویر چهار موسیقیدان در بستری از جشن و آیین نقش بسته است. برخی محققان بر این باوراند که این صحنه‌ها بازنمودِ یکی از کهن‌ترین مصادیق گروه‌نوازی محسوب می‌شوند. البته، شواهدی از این دست در میان کشفیات باستان‌شناختی در ایران باستان بسیار است. به‌عنوان مثالی دیگر، می‌توان به مجسمه‌ای کوچک از موسیقیدانی در حال نواختنِ سازی از خانوادۀ تنبور متعلق به شوش از هزاره‌های اول و دوم پیش از میلاد اشاره کرد. دوران ساسانیان (حدود 224 تا 652 میلادی) یکی از ادوار طلایی موسیقی ایرانی محسوب می‌شود. در این دوران موسیقیدانان برجسته‌ای همچون باربد، نکیسا، رامتین و بامشاد ظهور یافتند. باربد شاخص‌ترین موسیقیدانان این عصر طلایی محسوب می‌شود که ابداع نظامی موسیقایی مبتنی بر هفت خسروانی، 30 لحن و 360 دستان (به ترتیب متناسب با ایّام هفته، ماه و سال) منسوب به وی است. اسامی این الحان و آهنگ‌ها در آثار شاعرانی همچون نظامی و دیگر منابع ادبی ذکر شده است. همچنین، از این روزگار نقش برجسته‌هایی در طاق بستان با تصاویری از سازهایی همچون تنبور، بربط، سُرنا، چنگ و وَن برجای مانده است. اگرچه بر ما آشکار نیست که الحان و آهنگ‌های مذکور چه ساختار و محتوای صوتی‌ای داشته‌اند، اما برخی از همان اسامی در رسالات موسیقایی ادوار بعدی و حتی در نظام موسیقایی معاصر ایران و نیز برخی دیگر از فرهنگ‌های هم‌خانواده یافت می‌شود. این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که موسیقی دربار ساسانیان نقش مهمی در تکوین موسیقی کلاسیک در تمدن اسلامی داشته است. پس از دوران ساسانیان، با ظهور اسلام و ورود اعراب به ایران، به تدریج فرهنگ موسیقاییِ غنیِ واحد و مشترکی در قالب فرهنگ و هنر اسلامی شکل گرفت؛ اگرچه وجود سنت‌های منطقه‌ای را نیز نباید از یاد برد. بحث دربارۀ این سنت موسیقایی مشترک اغلب پیچیده و نه چندان عاری از سوء‌تفاهم است. برای جلوگیری از بروز سوءتفاهمات در این باره دو نکتۀ اصلی را باید در نظر داشت: نخست آن‌که پس از ظهور اسلام وحدتِ فرهنگی و معنوی عمیقی میان ملل مسلمان شکل می‌گیرد که هر کدام از ملل مذکور به نوبۀ خود نقشی در تکوین این فرهنگ مشترک داشته‌اند. دیگر آن‌که زبان عربی در آن روزگار به‌عنوان زبان علمی رایج محسوب می‌شده است و بنابراین باید بر این نکته نیز وقوف داشت که صرفاً نگارش به زبان عربی به معنای عرب‌بودن نبوده است. باید در نظر داشت که بسیاری از دانشمندان و نویسندگانِ ایرانی در آن روزگار نیز رسالات خود را به زبان علمی رایجِ عصر که عربی بوده است می‌نگاشته‌اند تا تبادل علم و دانش میان علماء در جهان اسلام با سهولت بیشتری صورت پذیرد. بنابراین، سخت و بلکه ناممکن است که بتوان عناصر موسیقایی ایرانی، عربی و در ادوار بعدی حتی ترکی را از یکدیگر تفکیک کرد. اما، باید در نظر داشت که در واقع تأثیرات متقابلی در میان همۀ فرهنگ‌های مذکور در تمدن اسلامی وجود داشته است و حتی فرهنگ‌های دیگری همچون یونان و بیزانس نیز در این میانه نقش داشته‌اند. دوران اسلامی همچنین عصر رونق مطالعات علمی و نظری موسیقی محسوب می‌شود. در این روزگار صدها رسالۀ موسیقایی به زبان‌های عربی، فارسی و نیز ترکی نگاشته شده است. شاخص‌ترین رسالات نظری در حدود قرون سوم تا دهم هجری تألیف شده‌اند. مقارن با دوران صفوی، روند تمایز سنت‌های منطقه‌ای سرعت می‌گیرد و سرنوشت موسیقایی ایران نیز راهی متفاوت را پیش می‌گیرد. در این عصر تحولات فرهنگی و اجتماعی مهمی در ایران رخ می‌دهد که در نظام موسیقایی ایرانی نیز بازتاب می‌یابد. به نظر می‌رسد که در زمانی بین دوران صفوی تا دوران قاجار نظام موسیقایی ایران نیز دستخوش تحولاتی می‌شود، و به‌تدریج مفهوم دستگاه جایگزین مفهوم مقام می‌شود و ایدۀ ردیف شکل می‌گیرد. بنابراین، به تدریج موسیقی کلاسیک ایرانی از نظام‌های هم‌خانوادۀ عربی ‌ـ‌ ترکی متمایزتر می‌شود.

دوران قاجار عضر شکوفایی این نظام موسیقایی جدید محسوب می‌شود. ظهور موسیقی دانان برجسته‌ای همچون آقا علی‌اکبر فراهانی و دیگر موسیقی دانان شهیر، به ‌ویژه فرزندان وی میرزاعبدالله و آقا حسینقلی، در دربار قاجار مقارن با تکوین مرحله‌ای جدید در تاریخ موسیقی کلاسیک ایرانی و شکل‌گیری نظامی منسجمی در قالب ردیف موسیقی ایرانی می‌شود. اگرچه ریشه‌های این تحولات به ادوار پیش از قاجار بازمی‌گردد، اما نخستین روایت‌های شناخته‌شده از ردیف منسوب به این خاندان است. ردیف، رپرتوارِ الگویی و مجموعۀ الحان سنتی موسیقی کلاسیک ایرانی است که با نظم و منطق خاصی مرتب شده است. این مجموعه متشکل از بیش از 250 الگوی ملودیک با عنوان گوشه است که با نظم و ترتیب ویژه‌ای در قالب هفت مجموعۀ اصلی (دستگاه) و پنج یا شش مجموعۀ فرعی یا وابسته (آواز) تدوین شده است. گوشه‌ها در واقع مصالحی برای بداهه‌پردازی، که قلبِ سنتِ اجراییِ موسیقی کلاسیک ایرانی است، محسوب می‌شوند. یک اجرای سنتی موسیقی کلاسیک ایرانی معمولاً در قالب یک نوبت مرتب پنج قسمتی ارائه می‌شود. چنین اجراهایی اغلب با یک قطعۀ سازیِ موزون و سنگین به‌عنوان مقدمه یا پیش‌درآمد آغاز می‌شود که در آن کلیت فضای دستگاه یا آواز مورد نظر معرفی می‌شود و در پی آن بداهه‌پردازی با وزن آواز اجرا می‌شود. نوبت بعدی، پس از بخش آوازی با وزن آزاد، قطعه‌ای سازی، ضربی و عمدتاً متبحرانه با عنوان چهارمضراب است که می‌تواند پیش‌ساخته یا بداهه باشد. سپس بخش آوازی با وزن آزاد ادامه می‌یابد که در آن خواننده و نوازنده (یا نوازندگان) به اجرای سؤال و جواب‌هایِ عمدتاً بداهه می‌پردازند. در واقع، این بخش قلب اصلی در اجرای سنتی موسیقی کلاسیک ایرانی و محل ظهور خلاقیت خواننده/نوازنده است. گاهی اوقات نیز در میانۀ قطعات آوازی با وزن آزاد قطعاتی موزون با عنوان کلیِ ضربی اجرا می‌شود. سپس قطعه‌ای موزون و دارای کلام، و عمدتاً پیش‌ساخته، تحت عنوان تصنیف توسط خواننده با همراهی نوازندگان اجرا می‌شود. و در نهایت اجرا با قطعه‌ای سازی و موزون با حالتی چابک و سرزنده با عنوان رنگ خاتمه می‌یابد. این طرح نوبت‌گونۀ اجرایی به‌طور سنتی است، اگرچه امروزه انحاء اجرایی دیگری نیز در موسیقی کلاسیک ایرانی رایج است. باید تأکید کرد که اجرای تکنوازیِ بداهه نیز یکی از مهم‌ترین شیوه‌های اجرایی در سنت موسیقی کلاسیک ایرانی است و در واقع ماهیت پویای این سنت موسیقایی در چنین قالب‌هایی متجلی می‌شود.

 


١٨:٠٧ - 1397/01/29    /    شماره : ٧٠٣٥٩٠    /    تعداد نمایش : ١٣٥


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: