نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 5411
 بازدید امروز : 126
 کل بازدید : 709843
 بازدیدکنندگان آنلاين : 12
 زمان بازدید : 1.3125
عناصر ادبی مشترك در شعراستاد شهریار و مختومقلی فرا
عناصر ادبی مشترك در شعراستاد شهریار و مختومقلی فرا تاریخ ثبت : 1393/09/19
طبقه بندي : ,,
نام مقاله : عناصر ادبی مشترك در شعراستاد شهریار و مختومقلی فرا
نویسنده : رسول اسماعيل زاده دوزال
تاریخ مقاله : <#f:4813/>
متن مقاله :

 

     چكيده:  بی شک اشتراکات تاریخی، فرهنگی ، ادبی و دینی خواه ناخواه در آثار شاعران تاثیر مستقیم و یا غیر مستقیم دارد . در برخي مواقع این تاثیر درحدی است که علی رغم وجود بعد زمان و مکان بین دو شاعر، قرابت و مشابهت در آفرینش های ادبی شان  به شكلي جلوه مي كند كه پژوهشگر را دچار اشتباه تحلیلی می نماید و امر چنان براي او مشتبه می شود که وجود تشابهات ادبي را در دايره­ تاثیر پذیری تحليل مي نمايد . اگر اوج سیر تکامل شعر ترکمنی را مختومقلی فراغی و شعر فارسی و آذربایجانی را در ايران استاد شهریار بدانيم، تحلیل ماهوی و شکلی آفرینش های ادبی اين دو  شخصیت، نشان مي دهد كه  به دليل وجود مشترکات تاریخي، ادبی و فرهنگي مشابهت هاي زيادي با هم دارند. وجود مشابهت های ماهوی و شکلی در بین آثار این دو شاعر به ویژه در موضوعات طبیعت سرايي،  گذشته گرایی (سنت ها و ارزش ها ) نصایح و مدایح و احساسات مذهبی و یا در امور شکلی ( وزن عروضی وهجابی ) و صنایع لفظی و معنوی موجب شده است كه برخی از پویندگان این راه  و فعالان عرصه ي شهريار و مختومقلي پژوهي چنین تصورا کنند که گویا استاد شهریار در آفرينش هاي ادبي خود از حيث ماهوي و شكلي از مختومقلی فراغي تاثیر پذیرفته است . ليكن حق مطلب آن است كه اين امر به جهت تاثیرپذیری مشترك و الهامگيري يكسان هر دو شاعر از ادبیات کلاسیک ایران زمین و گذشته ی ادبی و فولکلوریک ترکی است و نيز به همين دلیل است که آثار استاد شهریار در ترکمنستان به عنوان آثار آشنا استقبال می شود و خواننده ترکمن وقتی حیدربابا رامي خواند به راحتي در ذهن خود با استاد استاد شهریار ارتباط معنوی برقرار می نماید.

 

وجود اشتراکات تاریخی، ادبی، فرهنگی و دینی از یک طرف و بهره گیری از منبع واحد و الهام­گیری از یک سر چشمه خواه ناخواه در به وجود آمدن آثار مشابه دربين شاعرانی که حتي از حیث زمانی و مکانی چندان به هم نزديك نيستند ، نقش اساسي دارد. بعضاً این قرابت و مشابهت در آثار و در آفرینش­های ادبی شاعران آن چنان شدید است که تصور می شود آنان از یکدیگر تأثیر پذیرفته‌اند و حتي در بسياري از موارد موجب اشتباه برخی پژوهشگران می شود و امر بر آنان چنان مشتبه مي شود كه وجود تشابهات ادبی را در دایره تأثیر و تأثر تحلیل مي نمایند.

با توجه به مطلب فوق و برای تبيين امر لازم است شباهت­های ادبی و وجود تشابهات در آفرینش هاي ادبی استاد شهریار و مختومقلی فراغی بيشترمورد تحليل قرار گيرد. در مطالعه تطبیقی و مقایسه­ایی آثار این دو شاعر بزرگ ایران زمین که انعکاس هنرنمایی­شان از مرزها فراتر رفته و به جاهای دوردست نيز رسیده ­است، در مي يابيم که بین این دو شاعر در دو حوزه مشابهت وجود دارد. 1- مشابهت­ ماهوی 2- مشباهت قالبی و شکلی.

البته وجوه اختلاف بین این دو شاعر نیز در حوزه ماهوی و شکلی  قابل كتمان نيست . استاد شهریار در اشعار فارسي اش از حیث محتوا بیشتر تحت تأثیر هنرنمایی و زیبایی­های حافظ و ادبیات معاصر به ویژه دوران مشروطیت ایران زمین­ و در خلق اشعار ترکی تحت تأثیر صراف تبريزي و خازن تبریزی، ملا محمد فضولی، سيد ابوالقاسم نباتی، سیدعظیم شيرواني و میرزاعلی اکبر صابر مي باشد، لیکن فراغی بيشتر در مسیر جریان ادبي تصوف ترکستان و فرزانگان کلاسیک ایران همچون فردوسی و فارسی سرایان خطه خراسان بزرگ رشد و نمو كرده ­است. فراغی از زبان و ادبيات  فارسی با واسطه و به صورت غیرمستقیم تأثیر پذیرفته، لیکن استاد شهریار از زبان و ادبیات فارسی به صورت مستقیم تأثیر گرفته­است، فراغی به فارسی نسروده ­، لیکن بخش اعظم آفرینش ادبی استاد شهریار به زبان فارسی ­است. از حیث شکل و قالب استاد شهریار جامعتر است و از اوزان عروضي و هجايي هر دو و از قالب­های عمده‌ي نظم فارسی و ترکی به قدر کافی بهره­مند بوده، لیکن فراغی به استثناي چند شعرعروضي عمدتاً از وزن هجائی و آن هم در قالب نظم فولکلوریک و ادبیات ­شفاهی و ادبیات بخشي (عاشیقلار) مختص ترکان کلاسیک استفاده كرده است. در سبک  وقالب شعری استاد شهریار هم در فارسی و هم  در ترکی بیشترغزلسراست ولی فراغی هر چند شاعر تغزل ماب است، لیکن چند ان به غزل تمایلی نشان نداده­است.

با این حال تشابهات ماهوی و شکلی در آثار دو شاعر بسیار فراوان است.

ماهیت و محتوا

مشابهت در بیان و احیای آداب و سنن و ارزش­های انسانی

هر دو شاعر به آداب و رسوم و اصول اخلاقی و سجاياي انساني و ارزش ها توجه وافي داشته و اين موضوعات هسته‌‌ي اساسي شعر آنان را تشكيل مي دهد و در سرتاسر اشعارشان جلوه مي نماياند. به قول یکی از نویسندگان ترکمنستان دليل اين امر آن است که زبان و روح تبریزیان با ترکمن­ها قرابت طولانی دارد و بسیاری از آداب و رسوم، ارزش ها و اصول اخلاقي و سنن در هر دو فرهنگ عين هم است.

 به یک مورد از این اصول احلاقی که مورد توجه دو شاعر و حتی شاعران بیش از خود بوده­است اشاره  می کنیم. اغلب شاعران خصيصه‌‌‌‌ي جوانمردی و فتوت را ستوده و نامردی را تقبیح کرده­اند. هر یک از آنان این موضوع را با زبان خاص خودشان بیان کرده­اند، ولی مفهوم  در همه‌ي آنان یکی است.

سلطان حسين بايقرا مي گويد:

كيچمه نامرد كؤپروسيندن قوي آپارسين سيل سني

ياتما تيلكي دالقاسيندا قوي شام ايتسين شير سني

 

شاه اسماعيل خطايي مي گويد:

عشق درياسيندا غواص اولاسان مردانه وار

كئچمه نامرد كؤپروسوندن قوي آپارسين سو سني

 

مختومقلي مي گويد:

نامرد كوپروسيندن كيچمزم من

كاربند اولسام حلال ايشدن قاچمزم من

 

تيليم خان مي گويد:

دلی گویول ایچمه نامرد باداسین
اگر پیاله سی دولو قند اولا


نامرد کورپوسوندن گئچمه؛ گیر سئله
اگر اوندان گئچمک یوز آساند اولا

 

شهريار مي گويد:

حيدربابا، ايگيد امک ايتيرمز،

عؤمور کئچر افسوس بره بيتيرمز،

نامرد اولان عؤمرو باشا يئتيرمز.

          بيز ده، واللاه، اونوتماريق سيزلري،

          گؤرنمه سک حلال ائدين بيزلري.

 

مشاهده مي شود كه اين شاعران عليرغم اين كه هريك از يك منطقه‌ي جغرافيايي متفاوت هستند، تا چه اندازه با در بيان يك اصل اخلاقي اشتراك  و مشابهت دارند.

ويا در بیان آداب و رسوم ملی  از قبيل سنت هاي عید نوروز، آداب لباس پوشیدن ، اهمیت کلاه و شال براي مرد هر دو شاعر به يك درجه اهمیت داده اند.  به عنوان مثال بستن شال به عنوان يك رسم مورد توجه هر دوشاعر مي باشد.  

آقای جمعه آتااوف در تحلیل این مومضوع می گوید: از دوران قدیم در بین آبا و اجداد ما بستن شال یک امر پسندیده و حتی واجب بوده­است.

 موضوع «شال بستن» در اشعار هر دو شاعر به طرز خاص بیان شده و این سنت دیرین یاد آوری شده­است:

اییه سینه اخلاص ایدن چین مردان

ابریشم هوس ائتمز شال تاپسا

فراغی در شعر «نسیم گرگان» به فرهنگ شال بستن در بین جوانمردان ترکمن اشاره کرده و این رسم را چنین وصف می کند:

ييگیتلر تیرمه شال قوشار بیلینه

 

استاد شهریار می گوید:

شال ايسته ديم، من ده ائوده آغلاديم،

بير شال آليب، تئز بئليمه باغلاديم،

(غلام) گيله قاشديم، شالي ساللاديم،

          (فاطما خالا،) منه جوراب باغلادي،

          (خان ننه) مي، يادا ساليب آغلادي!

در این حوزه طرح ضرب­المثل­ها و ترانه­های فولکلوریک نیز بسیار حائز اهمیت است و در این خصوص هر دو شاعر با اشاره به برخی ترانه­های قدیمی مجموعاً فرهنگ فولکلوریک ملی را در اذهان احیا کرده­اند. همچنین استفاده از مثل­ها و تشبیه­های کلاسیک  و حتي برخي تشبيهات ادبيات شفاهي  و استفاده از نام و خصلت حيوانات در آثار هر دو شاعر موج می زند.

فراغی

ايششک اوزین اکسیک سایمز بئدودان

قيمت ايتسان آت يانينده بللي دير

بئدو ديگج همه بئدودن بولمز

چين بئدولار ميدانينده بللي دير

 

استاد شهریار:

"بئدوو"مينيب، آي بيدوو بسله‌ينلر

بئدوودا نشانه نئچه گرکدير.

فينخيريب، چيمخيريب، چوب شيغيياندا

جئيران تک توللانيب گئچه گرکدير."

اوزاق قارالتيسي قاريشاقاديسا

قولاقلار شاخلانيب سئچه گرکدير

ديرناغي آلتيندا داش، قوم، داغ، دره

دؤشه‌نيب يوموشاق کئچه گرکدير.

 

ويا ببينيد استاد ما با كنايه و استعاره و بيان خصلت حيوانات در رساندن مفاهيم تا چه اندازه مهارت دارد:

ايتيميز قورد اولالي، بيزده قاييتديق قويون اولدوق

                                                ايت ايله قول بويون اولدوق

ايت اليندن قاييديب، قوردا دا بيرزاد بويون اولدوق

                                                ايت ايله قول بويون اولدوق

قوردوموز ديشلريني هئي قارا داشلاردا ايتيلتدي

                                                 ايت ايله قول بويون اولدوق

سون، سوخولدو سورويه، بير سوروني سؤکدوـ داغيتدي

                                                      ايت ايله قول بويون اولدوق

بيزده باخديق ايت ايله قورد آراسيندا اويون اولدوق

                                                   ايت ايله قول بويون اولدوق

 

طبیعت سرایی:

هر دو شاعر به قدر کافی به عناصر طبیعت پرداخته­اند؛ به طوری که می توان هر دو شاعر را شاعر طبیعت سرا نام نهاد و شاید هیچ شاعری به اندازه این دو شاعر در طبیعت سرایی مهارت نداشته­باشند. منظومه­ی "حیدر بابایا سلام"  یا حتی "سهندیه" استاد شهریار مملو از عناصر طبیعی، رنگ­ها، پدیده­ها، ابر و باد و مه و خورشید و فلک و باد و آب، کوه و دشت و صحرا، بهار،چمنزار و ييلاق ، پرندگان، حیوانات، وحوش، افسانه­ها و موجودات خیالی است که پرداختن به آن خود مقاله جداگانه­ای را می طلبد:

استاد شهريار:

حيدر بابا، ايلديريملار شاخاندا، 

سئللر، سولار شاققيلداييب آخاندا،

قيزلار اونا صف باغلاييب باخاندا،

          سلام اولسون شوکتوزه، ائليزه

          منيم ده بير آديم گلسون ديليزه

 

فراغی:

خطرلانشیب دوران اینر مایالار

آغیر بازرگانلار تجار ائیه لر

سئنریکلپ آبانیب دوران قایالار

اؤنو، آردی، ساغی،-سولی گرگانین

 

استاد شهریار:

حيدربابا، گؤيلر بوتون دوماندي،

گونلريميز بير ـ بيريندن ياماندي!

         

فراغی:

اؤنونده بلند (بئلئنت) داغ سرنیده دومان

 

استاد شهریار:

 خزر يئلی یارپاقلاری دؤکنده

 

فراغی:

 دنیزدن اؤوسر یئلی گورگانین

 

فراغی:

 يورقا مینیب ترلان آلار الینه

استاد شهریار:

 بيچين اوستو، سونبول بيچن اوراقلار،

ائله بيل کي، زولفو دارار داراقلار،

شيکارچيلار بيلديرچيني سوراغلار،

                         بيچينچي لر آيرانلارين ايچرلر،

                        بير هوشلانيب، سوندان دوروب بيچرلر

در این شعر هر دو شاعر رسم شکار «بیلدیر چین» در فصل درو گندم را خاطر شان می سازند که نشان از تشابه فرهنگی دو شاعر است. بیلدیر چین واژه­ی اوغوزی است که امروزه در زبان ترکمنی به آن «بئدئنه» می گویند.

یکی دیگر از موارد تشابه این دو شاعر در حوزه طبیعت سرایی نامبردن اسامی محل ها ، جاها و نام­ کوه­ها، چشمه ها و دره­ها است. مثلاً در آثار فراغی داغداغانلی، قیزیل باییر، سووق چشمه، نایبادای یولو، اویلوق یایلاسی، تؤره ييغيت و در شعر استاد شهریار نام­هایی چون ورزقان، قاراداغ، شنگول­آباد، کوره کچی­لر، بوستانلیق، خشكناب و ...

 

گذشته­گرایی

گذشته­گرایی، توجه به گذشته، بیان روزگار کودکی و جدائی، حسرت زمان از دست رفته آرزوی صفا و صمیت گذشته و انزجار  از حال و نا امیدی به آینده خصوصیت روحی و روانی هر دو شاعر را تشکیل می دهد. اساساً استاد شهریار علی رغم کشیدن بار ملالت­ها و سختی­ها و رنج و عذاب­ها سختی­های گذشته را فراموش مي كند  و به گذشته خود در مقایسه با حال به  تا حدودي مثبت می نگرد. سرتاسر منظومه حیدربابا  از روح گذشته­گرایی استاد شهریار خبر می دهد. استاد شهریار سعی می کند که خود را از قفس زمان و حصار حال برهاند و در گذشته زندگی کند. زمان برای استاد شهریار آنچنان دردناک و غیر قابل تحمل است که برای رهيدن از آن به گذشته رو ی آورد، هر چند گذشته­ایی که ملالت­هایی به همراه داشته است. اصولاً استاد شهریار زود رنج و  قهر كننده  است. از تهران قهر کرده به  تبریز می آید. از تبریز قهر کرده حسرت دیدار حیدر بابا را در دل مي پروراند و از آنچه كه هست فرار مي كند و مي خواهد  در آغوش آنچه که از دست رفته­است آرام­ گیرد.

بير اوچئيديم بو چيرپينان بئلينن،

باغلاشئيديم داغدان آشان سئلينن

آغلاشئيديم اوزاق دوشن ائلينن،

                   بير گؤره يديم آيريليغي کيم سالدي!

                   اؤلکه ميزده کيم قيريلدي، کيم قالدي!

و یا :

بير اوشاقليقدا خوش اولدوم، اودا يئر ـ گؤي قاچاراق

قوش کيمي داغلار اوچوب، يئل کيمي باغلار کئچدي

 

فراغی می گوید:

قسمت اولمز گیدام اوزاق یول لاره

نصیب قویمز گیدام، یولیم باغلار هی

حیران مجنون بولوب چیقام چول لاره

باریب مسکن توتام سزی داغلار هی

 

اویون بیله اوغلان لیغینگ دمیندین

اوتدیم گلدیم کامل لیگینگ چمیندین

کونگلیم لرزان بولدی دنیا غمیندین

دوتدی سینام چاپرار چاپرار داغلار هی

 

قایده قایده اوغلان لیغینگ راهیندین

یتیب گلدیم کامللیگینگ یانیندین

باتدی باشیم چیقه بیلمان لاییندین

یاده دوشر اونگکی گزان چاغلار هی

 

محبت اهل بیت و الهام از قرآن كريم

تأثیرپذیری هر دو شاعر از قران و محبت­شان به اهل بیت علیه­السلام در بین شاعران ممتاز است. هر چند فراغی در یک محیط سنی نشو نمو كرده و خود از اهل تسنن است لیکن با توجه به طریقت صوفیه نسبت به اهل بیت علیهم­السلام به ویژه حضرت امام رضا (ع) محبت خاصی دارد. فراغی در شعر «باقیشلا بیزنی» به تمامی معصومین علیهم­السلام توسل جسته و از خدای خود می خواهد که به حرمت آنان وی را مورد مغفرت و بخشش قرار دهد. او می گوید:

رسول دامادیدیر، اؤز آرسلانيدیر

یا امام «علی»یه باقیشلا بیزنی

چشم چیراقیمدیر نور-ایمانیمدیر

یا امام حسنه باقیشلا بیزنی

 

یالان دنیا کیمه بئردی وفانی

آخرينده آنلار سورار صفانی

شمر ایله اول یزید  بئردی جفائی

یا امام حسینه باقیشلا بیزنی

 

دنگ دوشلار یانینده بیر بی کمالیم

عاشیقم، مجنونم، شیکسته حالیم

سینای خراسان زوار آل-یم

یا امام رضایه باقیشلا بیزنی

 

قاف داغیندا یول آچیلسه یأجوجه

دنیا اوزی دولور ظالم ایله گوجه

زمان آخرینده گلیر خروجه

یا صاحب زمانه باقیشلا بیزنی

 

مختومقلی آیدار من خاک پایم

اماملار یولیندا هم جان فدایم

کمینه بنده من کلب گدایم

یا عباس علی­یه باقیشلا بیزنی.

 

در این مقام، بخش قابل توجهی از اشعار استاد شهریار را موضوع محبت اهل بیت علیهم السلام تشكيل مي دهد. شعر مشهور «علی ای همای رحمت» که زبانزد عام و خاص است و مدایح و مراثي که در رابطه با حضرت سیدالشهدا به زبان فارسی و ترکی سروده­است، جملگی نشان دهنده ميزان محبت و ارادت وی به ائمه و معصومین علیهم السلام است. استاد شهریار در تضمین از شاعر بزرگ اهل بیت مرحوم دلريش می گوید:

حسینین نوحه­سین دلریش یازاندا

مسلمان سهلدیر کی، کافر آغلار

و یا درختم رسول ختمی مرتبت می گوید.

 

ييخيليب دينين ائوي رحلت ائديب ختم رسل

          چيرپيليب دين قاپيسي حضرت زهرا باشينا

 

و یا در شعر هلال می گوید:

محرم دير، خانيم زينب عزاسي

بيزي سسلير حسينين کربلاسي

يولو باغلي قاليب دشمن الينده

          داها زواري نين يوخ سس صداسي

          «بوگون کرب و بلا ويران اولوب دور»

          «حسين اؤز قانينا غلطان اولوب دور»

         

و اما در دررابطه با تأثیر پذیری از قران می توان اذعان داشت که بخش اعظم اشعار این دو استاد سخن، حتي در  تصویرسازی­های طبیعت، از قرآن کریم تأثیر پذیرفته­اند. ناگفته نماند كه در بین ترکمن ها عقیده بر آن است که آثار مختومقلی فراغی ترجمه­ی منظومی است از قران کریم و لذا در بین دراویش عادت برآن بوده که بدون وضو به دیوان فراغی دست نمی زنند. تمامی نصایح، پندها،  اندرز­ها، نکات اخلاقی، داستان و قصه­های پیامبران، موضوعات دینی، عقاید و اندیشه­های فلسفی و عرفانی جملگی برگرفته از آیات قرآنی است. وی در اشعار قایسی بیلینمز، قیامتدن نشان، آخرزمانه و قاچه باشلادی، برخی از آیات را به طور مستقیم ترجمه کرده­است.

به عنوان نمونه وی در شعر «بو دردی» آیه 72 سوره احزاب را مورد تفسیر قرار می دهد وامانت الهی مورد بحث در آیه 72 را به همان عشق الهی تعبير و تفسير مي نمايد.

 فراغی می گوید:

گشت ایلادیم گزدیم عشقینگ داغیندین

نه بلادور کیمسه چکر بو دردی

عشق داغین اسسه­لار گؤگینگ بویونیندین

گؤگ تیتراییب چکه بیلمز بودردی

 

عشق اثرایتمسه یانمز چراغ­لار

عشقه دوشسه قوش انگرار قورت آغلار

اگيلورهیبتلی قوتلی داغلار

داشلار اریب چکه بیلمز بو دردی

 

کیم­دور عشقینگ یوکین چکان مردانه

فلک گؤردی قورقوب دوشدی گردانه

زمین جنبش ایلاب گیردی لرزانه

چول­لار چداب چکه بیلمز بو دردی

 

بهشت قاچیب چیقمیش عرشینگ اویونه

تموغ قورقوب اینمیش یرینگ تهینه

قاچدی دریا، آدم آلدی بوینونه

تورت یوزیل لاب سوریب گيچمیش بو دردی

 

مختومقلی چکسنگ دردی دوگوندین

عاصی بولوب شکوه ایتمه بو گوندین

 بو اولماک آیریلماق قالی دور آندین

پدر بزه میراث قویدی بو دردی

 

مختومقلی در رابطه با نشانه­های قیمت با استفاده ازآیات قرآن می گوید:

دریا قوریور، سولار چکیلور

آی-گون توتولور، ییلدیز دوکولور

بيییک داغلار ائرییر، یئر- گؤک يیقولور

یالنگیز مولام اؤزی قالسا گرکدور.

استاد شهریار نیز در اغلب اشعار خود به طور مستقیم از قران الهام گرفته و برخی از اشعار وی به طور روشن ترجمان آیات الهی است.

 

شکایت از روزگار

یکی از موضوعاتی که در آن بین دو شاعر تشابه زیادی وجود دارد،موضوع شکایت از روزگار و از بخت خویش است. هر چند اغلب شاعران و عارفان از روزگار شاکی بوده­اند، ولی زبان و نوع شکایت از روزگار در هر یک از شاعران متفاوت است. بی اعتمادی به دنیای فانی، موقتی و خیالی بودن لذائذ، گذرا بودن زندگی و محل رنج و عذاب و سختی­ها بودن دنيا در جای –جای آثار هر دو شاعر مطرح است. در اشعار مختومقلی فراغی و  استاد شهریار به مواردي می توان اشاره کرد که علی رغم فاصله زمانی بین دو شاعر چنین تصور می شود که هر دو از یک درد و به یک صورت نالیده­اند.

فراغی می گوید:

نادان کونگل اولماک اوچون غم ایمه

سندین اول کوب جان گلیب گيچیب دور

یالان دنیا پایان بئران دور کیمه

انچه یخشی، انچه یمان گيچیپ دور

 

و یا در شعر زیر می گوید:

فلک منگا غم باده­سین بئرالی

وصال قایسی، هجران قایسی بیلمزم

حق ایشینه تن بئرمیشام گورالی

آرزو قایسی، آرمان قایسی بیلمزم

 

فلك سنينگ بو دولتلي گردانينگ

بيزيم ساري اوريلمزمي، گلمزمي

لاشين يئره سالدينگ نئچه مردانينگ

زمين انصاف ايلامزمي، دولمزمي

 

استاد شهریار نیز به همین سبک و سياق می گوید:

ائوده بير ايل آه چکيرم، خبر يوخ،

          ائودن چيخام، من اويانا، يارگلي.

تاي توشلاريم، چؤله چيخا، گون چيخار،

          من چيخاندا ياغيش گئتسه، قارگلي.

يازيق قوزوم! آجليغا دؤز! داريخما!

          بوگون صاباح باهار گلي، بارگلي.

بيزه گله ـ گلمه يه، بير کال ايگده،

          قونشوموزا هئيوا گلي، نارگلي.

خان ائوينه، شير گله، قويروق بولار،

          بيزيم ائوه کورايت گله، هارگلي.

خلقه قوناق گلي گؤزو سورمه‌لي،

          بيزيم ائودن، کورگئتمه ميش، کارگلي.

بختيمه آرواد نه چيخا، بيلميره‌م

          بللي دي کي سارساغا، سووسارگلي.

ويا:

اوره‌گيمدن خبر آلسان: «نئجه کئچدي عمرون؟»

          گؤز ياشيملا يازاجاق: «من گونوم آغلار کئچدي»

 

اتحاد و همدلی

موضوع اتحاد و همدلی بين مردم آرزوي هر دو شاعر است. فراغی در شعر زیر می گوید:  

قرداشلار گون گوندن بتر بولوبدور

ییل ییلدین بدعت لر آرتسه گرکدور

 

و یا

درویش­لر کونگلی جمع دورسون نمازه

ییگیتلر ییغیلسون صحبته سازه

ایلیمیز اولاشدیر سوولمز یازه

توقسان دولوب تمام بولسون قیشیمیز

 

خضرگزان چولده ایل­لار یاییلسون

یورت بنامیز قایم بولسون قویولسون

چله مست نرلاریمیز بارچه آییلسون

 بیر سفرده ادا بولسون آشیمیز

 

 و یا

اوتلی -سولی تموغ آندین یخشی دور

هرا ؤلکه نینگ بیر بازاری بولمسه

 

استاد شهریار می گوید:

حيدربابا، گؤيلر بوتون دوماندي،

گونلريميز بير ـ بيريندن ياماندي!

بير ـ بيريزدن آيريلمايين، آماندي!

          ياخشيليغي اليميزدن آليبلار!

          ياخشي بيزي يامان گونه ساليبلار!

 

 

تشابه قالبی و شکلی

یکی از موارد مشابهت دو شاعر قالب و وزن آثار آنان است. فراغی در قالب  و وزن عروض چندان اشعاري ندارد، وي  اشعار خود را در وزن هجایی  ودر قالب شعر تركي- قوشما، مخمس و چهار پاره سروده است. شهريار نيز اشعار تركي خود را  بيشتر در قالب و وزن هجايي سروده است. براي نمونه وزن هجايي" حيدر بابايا سلام "را تقطيع  كرده با اشعار فراغي مقايسه مي كنيم. هر دو شاعر ابيات زيادي به اين وزن سروده اند .

استاد شهريار:

حيدر بابا، ايلديريملار شاخاندا،

سئللر، سولار شاققيلداييب آخاندا،

قيزلار اونا صف باغلاييب باخاندا،

 

حيدر بابا، 4 هجايي

 ايلديريملار 4هجايي

 شاخاندا،   3 هجايي

 

فراغي:

نادان کؤنگول اولماک اوچون غم ايمه

سندین اول کوب جان گلوب گئچیبدور

یالان دونیا پایان بئراندور کیمه

انچه یخشی انچه یمان گئچیبدور

نادان کؤنگول      4هجايي

 اولماک اوچون    4هجايي

 غم یئمه             3 هجايي

 

و یا

اویون بیله اوغلان لیغینگ دمیندین

اوتدیم گلدیم کامیل لیگينگ چمیندین

کونگلوم لرزان بولدی دونیا غمنیندن

توتدی سینمام چاپراز چاپراز داغلار هُی

 

اویون بیله            4هجايي

 اوغلان لیغینگ     4هجايي

 دمیندین              3 هجايي

 

به دلیل همین تشابهات ماهوی و شکلی بود که استاد شهریار در بین ایل ترکمن و کشور ترکمنستان  به راحتي براي خود جا بازكرد و صدايش  در آن ديار طنین انداز شد. رمز استقبال جامعه ادبی ترکمنستان از استاد شهریار به آن دلیل بود که مخاطبان استاد شهریار وقتی با شعر استاد شهریار آشنا شدند آن را بیگانه نیافتند و احساس کردند که گویا پيش از اين با این زبان و کلام منظوم آشنائی دارند. موضوع حضور استاد شهریار در ترکمنستان بیشتر با ترجمه حیدربابا به زبان ترکمنی توسط یکی از ادبای کشور تركمنستان در سال  1387-2007 گره خورده است. در همان سال رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در ترکمنستان یک نشست علمی برگزار نموده و اثر مذكور را منتشر مي نمايد. اساتید و ادبای ترکمنستان ضمن شرکت در آن نشست علمی ، مقالات و یافته­های خود را در زمینه شهریار­شناسی ارائه كردند. امروزه در تركمنستان موضوع شهريارشناسي در مراكز علمي و فرهنگي در تركمنستان  مطرح است و اشعار شهريار  از جنبه هاي مختلف مورد مطالعه قرار مي گيرد. پژوهشگراني چون خانم نور نبات تاجی یوا، خانم سابینا عزیزیوا، خانم نارتاج آقایوا، خانم کموش آقایوا، آقای محمد امین خدایبردی، آقای جمعه آتایف، خانم آزاد گل دوردیوا، خانم لاچین آقایوا و آقای اراز پولاد اکایف در زمينه شهريارشناسي قلمفرسايي مي كنند. زندان زندگی ، غزل های شهریار و صدای دل مردم تاجیک، یادی از شهریار متصوف عصر ما ، اعجازگر معاصر، جایگاه امیرالمؤمنین (ع) در شعر شهریار،غم مخور دنیا فقط امروز نیست،  توصیف طبیعت در آثار محمدحسین شهریار  از مقالاتي است كه توسط اين پژ.هشگران منتشر شده است.

امروز استاد شهریار در بین جامعه ادبی ترکمنستان برای خود جا باز کرده و با توجه به مشابهت­هایی كه در حوزه­­های مختلف با مختومقلی فراغی داشته­است، راه ورود به صحنه ادبيات تركمني براي او آسان بوده و  گویا مختومقلي فراغی از دست استاد شهریار گرفته و وی را  با مردم ترکمن آشنا نموده­است و با این آشنایی شهريار شناسي جايگاه مناسبي در ادبيات تركمني پيدا كرده است. سالانه علاوه بر برنامه­های فرهنگی که توسط رایزنی فرهنگی اجرا می شود، در مطبوعات و مجلات و مراکز علمی مقالاتی در زمینه استاد شهریارشناسی منتشر می شود.

جا دارد سخن را با انعكاس و تكرار آرزو و انتظار دو شاعر به پایان ببرم که هر دو شاعر آرزو داشته و یا از مخا­طبان خود انتظار داشتند که آنان را فراموش نكرده، یادی از آنان شود و خاطره­ی آنان زنده نگه داشته­شود.

فراغی می گوید:

هر مجليسده صحبتده شاد ائيلن بیز غریبی

ای یارانلار یاد ائدین خیر- دعا ده بیزنی

 

استاد شهریار می گوید:

سلام اولسون شوکتیزه ائلیزه

منیم ده بیر آدیم گلسین دیلیزه

 

بیزی ده بیر ممکون اولسا یاد ائله

آچیلمایان اورکلری شاد ائله

 

بیزلری ده یاد ائیله ین ساغ اولسون

 

 

نتيجه گيري

شباهت­­­های ادبی، کلامی موجود در اشعار استاد شهریار و مختومقلی فراغی به دلیل بهره­گیری و تغذیه فکری هر دو شخصیت از منابع مشترك و  یکسان است. هر دو شاعر از گنجینه­ی ارزشمند ادبیات کلاسیک فارسی و ترکی بهره­مند بوده و تحت تأثیر بزرگان و فرزانگان زبان و ادبیات فارسی و ترکی و با حضور در فضای فرهنگ و تاریخ و هنر مشترک به خلق اثر پرداخته­اند. نتیجه­ی این امر جلوه­گر شدن شباهت­های ادبی یکساني تصویرسازی و عینیت در بیان در آثار دو شخصیت بزرگ ادبی ایران زمین شده­است. بنابرین تأثیر پذیری استاد شهریار از اشعار مختومقلی فراغی که مورد ادعای برخی از پژوهشگران در ترکمنستان است، از نقط نظر ادبی بعید به نظر مي رسد و تنها به صرف وجود شباهت­های ادبی، بیاني، مفهومي نمی توان موضوع را در مقوله تأثیر و تأثر ادبی مطرح و تحليل کرد. البته این امر منحصر به این دو شخصیت ادبی نیست، بلکه این نوع شباهت­ها در حوزه جغرافيايي و تاریخی ایران زمین در بين بسياري از شاعران دیده می شود. مانند شباهت­های ادبی موجود بین سیدابوالقاسم نباتی با ملاپناه واقف و یا تشابه لفظی و معنوی بین در اعار حضرت امام خمینی(ره) با سید عظیم شیروانی و نباتی.

 

منابع و مأخذ

1-    قران کریم

2-    دیوان کامل مختومقلی فراغی، تصحیح اوراز پولاد ائکااوف، رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در عشق­آباد، 2008 عشق­آباد

3-    مجموعه آثار مختومقلی فراغي در دو جلد به کوشش آنناقوربان عاشیروف ، «انتشارات علم» 2012- عشق­اباد

4-    مجموعه مقالات کنفرانس بین­المللی مختومقلی فراغی، دانشکدة نسخ خطی آکادمی ملی علوم ترکمنستان 2014

5-    چهارده معصوم در شعر مختومقلی فراغی، تألیف جمعه آتایف، رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در عشق­آباد ،2011

6-    ترجمه حیدربابايا سلام به زبان ترکمنی به کوشش اورازپولاد ائکااوف ، رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در عشق­آباد، 2007

7-    فرهنگ مختومقلی در سه جلد،  تألیف نورمحمد عاشورپور، عشق دانش، گنبد کاووس، 1382

8-    زندگی­نامه و برگزیده اشعار مختومقلی فراغی به اهتمام عبدالرحمن دیه­جی. انتشارات بین­­المللی الهدی، چاپ 1372- تهران

9-    اوغوزها، فاروق­سوم، ترجمه آنادردی عنصری، انتشارات حاج طلایی چاپ 1380، گنبد­کاووس

10-                       کلیات دیوان شاه اسماعیل صفوی. رسول اسماعیل­زاده دوزال، انتشارات بین­المللی الهدی، 1388، تهران

11-                       دیوان مختومقلی فراغی متن انتقادی، نورمحمد عاشورپور، انتشارات مختومقلی فراغی، گرگان ، 1388

12-                       سیری در ادبیات شفاهی ترکمن، تألیف قربان­صحت بدخشان، ناشر: مؤلف،  گنبد کاووس 1379/

13-                       مجله خاوران، رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در عشق­آباد، شماره 25، 26 سال  1388،و شماره 23 تاریخ 1387 به زبان روسي و تركمني

14-                       حکیم تیلیم­خانين دیوانی، به کوشش اسداله امیري، قم، 1386

15-                       دیوان ترکی سید محمد حسین شهریاربا حروف لاتين، به کوشش رسول اسماعیل­زاده دوزال، انتشارات بین­المللی الهدی، 1384 تهران

16-                       میرعلی و سلطان­حسین بایقرا، امير عليشير نوايي، انتشارات بركت، عشق آباد 1994

                                                                                

 والسلام

 

 

تعداد نمایش : 393 <<بازگشت